علت احضار شما به کمیته انضباطی چه بود؟ ...
اين پرنده
دراين قفس تنگ
نميخواند...
چهره مفلوكي كه دائم درحال درد ودل و دعا خواني است ، درحاليكه ازفرط فقري كه تلاش داردآنراپنهان كند.
آخرين موجودي اش را هم نذر ميكند كه شايد بلايي كه قرار است نازل شود يك طوري رفع ورجوع شود...
اين تصويرغم آلود هموطني است ، نه ببخشيد هموطناني است كه روزانه با آن مواجهم.
بيچارگي عنان گسيخته كه از هر سو آدمها رافرا گرفته است.
بيكاري،فقر، فحشاء، اعتياد وبدتر ازهمه سرماي امسال ...
سرمايي كه به موازات فشارهاي رژيم سنگين تر و رنج آورتر شده است.
به چه بيانديشم ؟
آيا در اين برهوت فريادرسي هست؟
مكر وحيله همه آنهايي كه اين همه را برمن وارد كرده اند به كارافتاده و تبليغات جديدي راه مي اندازند،به نام ” انتخابات”
اين ديگر چه معركه گيري است؟ ازدوره ي پدرومادرم همه شناسنامه ام پراز مهرهاي اجباري شده كه بايد ”انتخاب كنيم”
چه چيزرا ؟
خوشبختي را؟
آينده را ؟
حداقل هاي زندگي را ؟
آيا اين واقعي است؟
آيا نتيجه روند ” انتخاب” هاي سنتي مان اين است ؟
نه من شناسنامه ام را ريز ريز ميكنم و اصلا” نامم راتغيير ميدهم . نه اصلا”هويتم را عوض ميكنم، ديگر ”انتخاب ” نميكنم.
من به دست خود ، خودرا دفن نميكنم.
مگر چهارچوب اين قفس چقدر جا دارد؟
اين دعوت نامه براي پرواز خيالي است وجزء زخمي كردن هرآنچه كه دارم چيزي ندارد وتنها ميله هاي فقس را تنگ تر خواهد كرد.
دغل بازي كساني كه ميخواهند ژست هاي دمكراتيك بگيرند ، باهرلباسي كه باشد چه اصلاحاتچي و چه اصولگرا، جز براي پاياتر كردن حكومتشان هيچ نيست ؟ اين چيزي است كه ساليان تجربه كرده ايم .
آقايان تابحال فكر كرده ايد اينهايي را كه مجبور ميكنيد به شما رأي بدهند ” انسان ” هستند؟
انسانهايي كه آنقدر بدبختي كشيده اند كه حاضرند براي خوشبختي بهاي كلان بپردازند؟
ما ظلمهاي شما را فراموش نخواهيم كرد.
مانه تنها به شما رأي نميدهيم بلكه منتظريم كه زمان حسابرسي فرا رسد....
منتظر باشيد...
آيا آن زمان هم اين همه بدنبال ما خواهيد آمد؟
خلق هيچ چيز را فراموش نميكند...
صبا صبحي بهمن 86
علت احضار شما به کمیته انضباطی چه بود؟ ...
دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان ضمن اعلام این خبر گفت: در تاریخ ۲۰ بهمن، هیات نظارت به صورت کتبی نظر موافق خود را برای تاسیس انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان اعلام کرد.
واحدی افزود: دفتر، انبار و اساسنامه به صورت مهر شده به انجمن تحویل داده شده است و انجمن شروع به کار کرده است. در حال حاضر ۷ عضو هیات موسس فعالیت خواهند کرد و اردیبهشت ماه انتخابات انجمن برگزار خواهد شد.
مددی، معاونت دانشجویی دانشگاه زنجان، در همین رابطه گفت: اعضا هیات موسس انجمن اسلامی دانشگاه زنجان برای آغاز فعالیت درخواست دادند و هیات نظارت دانشگاه در جلسات متعددی اساسنامه انجمن را مورد بررسی قرار داده و تایید کردند. به انجمن اسلامی به صورت کتبی برای برگزاری انتخابات مجوز داده شده است.
مهر: اعلام حکم دادگاه تجدیدنظر پرونده نشریات دانشجویی تا ۱۰ روز دیگر

هشدار ! دانشجو صاحب دارد
مطلع شديم يك فعال دانشجويي به نام جواد عليخاني دانشجوي دامپزشكي دانشگاه چمران اهواز، كه ماهها پيش به همراه عده اي ديگري ازدانشجويان دستگير شده بود ، ولي قاضي اين پرونده به دلايل نامعلوم حتي از تعيين قرار وثيقه براي وي سرباز زده ،طبق آخرين خبر به دست آمده، اين فعال دانشجويي، دربند معتادان به مواد مخدر كراك اسير ميباشد .
ما دانشجويان آزاديخواه سراسر ايران، ضمن اعتراض به رفتار ضدانساني با اين دانشجو كه حكمش هرچه باشد ،مثل بقيه دانشجويان دستگير شده به همراه او بوده، وميبايست تاكنون آزاد ميشده ، لذا اعلام ميكنيم : اين اعمال كين توزانه فردي نيروهاي اطلاعات با دانشجويان، تنها عمق عداوت حاكمان نسبت به آزاديخواهي دانشجويان رانمايان ميكند.
ما فرياد ميزنيم همه دانشجويان دربند صاحب دارند ، صاحب آنها همه هواداران آزادي و همه كساني هستند كه باهم به اين منظور تلاش ميكنند .
دستتان را از دامان بيگناه دانشجويي كه تنها جرمش اذعان به حقوق خود و خلقش است برداريد وبيش ازاين دستان خودرا آلوده نكنيد.
دانشجويان دربند صاحب دارند وهمه ما دانشجويان آزاديخواه ، خود را حامي اين ياران دبستاني دربند ميدانيم وبراي ابراز از حمايت خود ازهيچ اقدامي كوتاهي نميكنيم .
همچنين ازهمه دانشجويان وتشكل هاي دانشجويي درخواست داريم با حمايت از دانشجويان دربند و پيگيري وضعيت تك تك آنها ، صحنه را براي هرنوع تعرض كثيف حاكمان، خالي نگذارند.
بي گمان حاكمان ميدانند كه دانشجو كيست ، كه از هرنوع آزاري نسبت به او كوتاهي نميكنند.
و مثل هميشه اعلام ميكنيم : دانشجويان ايستاده اند.
دختری ۱۴ ساله در زاهدان توسط پدرش سنگسار شد
خبر سنگسار سعیده، دختر ۱۴ ساله زاهدانی به شیوه قتل های ناموسی توسط پدرش، در حالی انتشار می یابد که هم اکنون حداقل ۱۱ محکوم به سنگسار، در زندانهای ایران منتظر اجرای حکمشان هستند و خبرها حکایت از صدور حکم اعدام (به جای سنگسار) برای مردی که در شهر مشهد مرتکب زنای محصنه شده است، دارد...
يك فعال دانشجويي را دربند معتادان به مواد مخدر كراك نگهداري ميكنند .
ماه ها از دستگيري جواد عليخاني دانشجوي دامپزشكي دانشگاه چمران اهواز ميگذرد . از
از وضعيت اين دانشجوي فعال اطلاعي در دست نيست .
جواد درمهرماه به جرم توهين به مقدسات! توسط نيروهاي اطلاعات به همراه عده اي ديگر ي ازدانشجويان دستگير شد ولي قاضي پرونده به دلايل نامعلومي حتي از تعيين قرار وثيقه براي وي سرباز زده است .
طبق آخرين خبر به دست آمده اين فعال دانشجويي را دربند معتادان به مواد مخدر كراك نگهداري ميكنند .
![]()
در تاریخ ۳۰/۵/۱۳۸۲ آقاى حسین رحمت به مرجع انتظامى اعلام میکند که پدرش بنام محمد باقر در روز ۲۸/۵/۱۳۸۲ کازرون را به مقصد شیراز ترک و تاکنون مراجعه ننموده است ایشان در تاریخ ۸/۶/۱۳۸۲ اعلام میکنند که اتومبیل پدرش بعد از یازده روز در روستاى فتح آباد کازرون پیدا شده است. تحقیقات قضایى و پلیسى درخصوص مفقودى محمد باقر انجام و در جریان رسیدگى، شخصى بنام مهدى ساسانى اقرار مینماید که در ارتکاب سرقت اتومبیل و کشتن راننده، وى و افرادى به نامهاى محمد قربانى ، تقى و کریم دخالت داشته اند...
هفته دوم و سوم بهمن ماه- دانشجويي (تا 23 بهمن)
مهمترين اخبار هفته
- ۲۸ بهمن، سومين دادگاه مجيد توکلي، احمد قصابان و احسان منصوري
- به رغم تاکيد معاون فرهنگي وزير علوم، شوراي صنفي دانشگاه شيراز هم بلاتکليف است
- بهنام زارع، فرزند صمد، متولد سوم خرداد ماه ۱۳۶۸ در روستای دستجرد استان فارس، پای چوبه دار است
- شکايت وزارت اطلاعات از خانواده ابراهيم لطف اللهي
21/11
- سيد اشكان مدني" و "فرخنده بختيارزاده" دبير و دبير سياسي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي شاهرود از ورود به دانشگاه ممنوع شدند
- دفاع دفتر تحکيم وحدت از دانشجويان چپ
- راي دادگاه در سنندج: نبش قبر نمي شود
- با دستگيري دو فعال ديگر: يازده دانشجوي کرد در بازداشت
- يعقوب ميرنهاد ,دانشجوي دانشگاه زاهدان با گذشت ٩ ماه هنوز در زندان بسر مي برد
- ۲۵۵ نفر از فارغ التحصيلان دانشگاه شريف خواستار آزادي سه دانشجوي اين دانشگاه شدند
- احضار اعضاي بسيج دانشگاه تهران به دادسرا به اتهام انتشار نشريه موهن
- صدور حکم محروميت از تحصيل براي ميلاد عزيزي، فعال دانشجويي دانشگاه تهرا
- دبير تشکيلات انجمن اسلامي کرمان: هيئت نظارت از مجوز خود هم دفاع نکرد
- فرید هاشمی، فعال دانشجوی دانشگاه تهران: کمیته انضباطی فعال تر خواهد شد
- مراسم تودیع و معارفه رئیس دانشگاه تهران در سایه بی اعتنایی دانشجویان و بی توجهی رسانه ها
20/11
- نامه سرگشاده 300 دانش اموخته دانشگاه صنعتی شریف در اعتراض به ادامه بازداشت دانشجویان این دانشگاه
- اعتراض جمعي از اعضاي سابق و فعلي دفتر تحکيم وحدت به بازداشت فعالين دانشجويي چپ
- اشکان قيسوندي, عضو سابق انجمن اسلامي زنجان و يکي از بازداشت شدگان ۱۸ تير ۸۶ به دادگاه انقلاب احضار شد
- انتقاد دانشجويان ادبيات دانشگاه فردوسي از عدم معرفي استاد درهنگام انتخاب واحد يك دانشجو: دانشجوبان بايد بدانند كه درس را با كدام استاد انتخاب ميكنند
18/11
- پرونده دانشجويان اميرکبير به دادگاه تجديدنظر ارجاع شد
- جمشيد بهرامي و سلام نباتي، دو دانشجوي کرد، بازداشت شدند
- دبير انجمن اسلامي دانشگاه شاهرود ممنوع التحصيل شد
- مهدي گرايلو، دانشجوي دانشگاه تهران، آزاد شد
17/11
- تاييد شکنجه ابراهيم لطف اللهي در گزارش پزشکي قانوني؛ صالح نيکبخت بار ديگر خواستار نبش قبر ابراهيم لطف اللهي شد
- تعيين وثيقه ۱۵۰ ميليون توماني براي سعيد حبيبي
- انتقال مجدد صباح نصري و هدايت غزالي به زندان اوين
16/11
- شکنجه دانشجويان در بند 209 زندان اوين
- ملاقات چند نفر از دانشجويان در بند با خانواده هايشان
- تزريق گاز کشنده؛ مرگ دانشجوي تنها در تهران (پسر 17ساله اي به نام «ابراهيم»)
- محروميت از تحصيل براي ۳ دانشجوي دانشگاه اميرکبير
- علي فرهادي مدير کل کوي دانشجويان دانشگاه تهران برکنار شد
15/11
- قرار وثيقه براي 8 دانشجوي بازداشتي
- ادامه احضار ها در دانشگاه هاي شيراز
14/11
- وزيراطلاعات: آزادي برخي دانشجويان به معناي بي گناهي آنان نيست
- آزادي فرشاد دوستي پور دانشجوي در بند کرد، بي خبري از وضعيت کريمي، ايومن و عليزاده
- وضعيت نامشخص سهراب كريمي, يك فعال دانشجويي كرد در زندان اوين
- تبديل قرار بازداشت به قرار وثيقه براي مجيد اشرف نژاد
- دبير انجمن دانشكده فني دانشگاه تهران: مشكلات صنفي كوي دانشگاه تهران تا حدودي حل شده است
- شکايت اداره اطلاعات و فرمانداري شيراز از پرتيراژترين نشريات دانشجويي دانشگاه علوم پزشکي شيراز
22بهمن سال1386 ، فريادي از لبهاي بسته …
ايكاش ميتوانستيم همواره يك ”انقلاب” را درتماميتش،
بخاطر ميلاد ارزشهايي كه تنها در اين فصل ميرويد،
و بخاطر حماسه هايي كه خاموش يا آشكار به ديگران درس انقلابي گري ميدهد،
و بخاطر كساني كه هستند و با خود خاطرات را آوردند،
و بخاطر كساني كه رفتند و باخون خود چيزهايي را مهر كردند،
… وخلاصه باهمه اينها، همواره زنده نگه ميداشتيم.
و به جاي اينكه آنرا با برچسب هاي مختلف و هركس با سليقه اي، به محكمه بي عدلي خود ميكشيديم: كه چرا؟ كه چرا با ما چنين كردي؟ واين چه سرنوشتي بود كه بعد از تو دچارش شديم؟ مگر طالع ما به نحسي قدمي ، آلوده شده بود؟ كه بعداز تو ، در پريشاني حوادث، هرروز از حضور درجسمان بي آيت خود هم گريزانيم؟چه رسد به اينكه زيبايي ها و درسهاي تو را به ياد بياوريم.
درخاطراتي پرهيبت از انقلاب ، روزهاي عشق ودوست داشتن و روز هاي جان دادن بخاطر كناردستي ، و روزهايي كه بام هرخانه اي بلندگويي براي قيام بود بدون آنكه كسي از آنها خواسته باشد ، روزهاي كه ديگر حتي جايي براي جنگ ودعواهاي خياباني بعد از يك ”تصادف جنجال آفرين” نبود، روزهايي كه آدمها بجاي نثار كردن همه ادبيات ملوث ازحضور از ما بهتران به يكديگر ، روي همديگر راميبوسيدند كه ” اي آقا مگر انقلاب كرديم كه باهم دعوا كنيم؟”...
آره انقلاب بزبان ساده ، در دهان همه بود، آنقدر شيرين وخاطره انگيز كه داستانش به ما هم رسيد، ولي فقط خاطراتش… ،
ولي راستي ما كجا و تو كجا ؟
آيا باور كنيم كه ديگر دراين دوران ”انقلاب و انقلابي گري” وهمي بيش نيست؟
آيا باوركنيم كه ديگر نبايد از اين چيزها حرفي بزنيم چون يك عده آنرا ديدند و يك عده هم آنرا به جيب ريختند؟
آيا باوركنيم كه ديگر ”دنيا” شده محله قلدر بازي ؟ هركس براي خودش يك گردني ميكشه ؟
و آيا باوركنيم كه انقلاب ديگر براي هميشه دركوه هاي ”آمريكاي لاتين ”! دفن شده ؟ و هركس هم كه ميخواهد منَمي بزنه تبديل ميشه به كاريكاتوري از ”چه گورا ”كه فقط پز روشنفكري ميده ويك روز مياد و فردا هم كه درسش تمام شد ميره ؟
ويانه از اين طرفش باوركنيم انقلاب ايني است كه آقايان ميگويند؟ انقلابي با پايه هاي بنيادين درحساب بانكي يك سلسله مراتب از ريش و پشم كه هرچه بيشتر سنگ آن انقلابي كه ايشو ن دوست دارند (كه معني اش همه دريك كلام يعني خود ايشان) به سينه بزنه و باكلام روشن:” هركي بيشتر به حساب بقيه پول نفت وسرمايه هاي ملي را بريزه انقلابي تره! ”
درست مثل رئيس جمهور چي چي نژاد كه بجاي آوردن نفت سر سفره هاي مردم ، چاههاي نفت ملت را به ريش خود و دوستان بسته و تا هفت نسل آينده خود را ( كه اميد است دريك مرحله به انسان برسند!) تأمين كرده است و بدبختي هاي روزمره مردم را به روي خود نمي آورد ؟
وخلاصه مفهوم انقلاب در بيدادگري اينان چنان گم گشته كه بعضا” حتي از بكاربردن اين” واژه به مسلخ برده شده” پرهيز ميكني كه مبادا متهم به آني شوي كه نيستي …
ولي شايد در جدال” انديشه” و”انتخاب”، بتوان تا بي نهايت در ترديد ها و سوالات بي پاسخ ، سرگشته خود را سرگرم كرد،
اما در مواجهه با واقعيات چه بايد كرد؟
همان واقعيت هايي كه درون خود، خارج از اراده هر كس ، درنهان جامعه، نطفه هايي ميپروراند كه معنايي دارد.
گويي نجوايي پچپچه وار در ميان خم راه ها، براي خود مسيري باز ميكند. نجوايي كه عابر همه كوچه هاي غمزده است .
هماني كه ناظر بردردهاست، غم دختركان معصوم خياباني ، كودكان كارتن خواب ، جوانان سرخورده ، مادران عزادار، پدران كمرشكسته از مشكلات … همين واقعيت هاست كه به چشم ميبيند و در بغض ها و مشتها خود را مهيا ميكند.
آري ” انقلاب” را ميتوان دزديد و ميتوان خيانتش كرد ولي نميتوان كشت …
انقلاب خود ، خود را ميآورد
انقلاب، در ”صداي در قفس مانده زهرا و ابراهيم وفرزاد”،
” درصبر ياران دربند”،
”در فرياد دادخواهي دانشجويان دانشگاههاي مختلف”
، در فرياد” ما كارگر هفت تپه ايم گرسنه ايم گرسنه ”،
” در لب هاي كبود كودك شيرخوار از فرط سرمايي كه مادرش هم علاجي ندارد”،
ودرهمه ظلمهايي كه بي وقفه بر اين خاكيان و اين ساكنين ارض از طرف اين حاكمان بي درد وارد شده ،
شكل گرفته وميآيد.
صداي پاي انقلاب آشناست.
كافي است دلت با او باشه و نخواهي فقط اداي انقلابي گري را دربياوري؟ ويا نخواهي كه از طريق آن جيب خودت را از هرنظرپركني ؟
من باوردارم كه ”انقلاب” فقط يك خاطره نيست.
” انقلاب” آشنايي است كه همراه ماست وقتي ميخواهيم كه خلاصي را تجربه كنيم.
صحبت يكي از فعالين دانشجوي سيستان و بلوچستان درباره حكم يعقوب مهرنهاد:
آقاي مهرنهاد يكي از اعضاي شوراي مركزي ان جي او صداي عدالت هستندو اين ان جي او بعد از اينكه در سال 1384 براي بقيه ان جي او ها در داخل كشور براشون يك سري اتفاقات عجيب و قريبي افتادو يك مقدار بسته شدند مسئله اي كه بوجود آمد اين بودش كه ان جي او صداي عدالت هم به بقيه ان جي او ها در داخل كشور خودمان پيوست و تقريبا مهر انحلال بهش خورد.اما روندي كه براي اين ان جي او بوجود آمد متفاوت بود با بقيه .
آقاي مهرنهاد اعدام نشد بلكه به 15سال حبس محكوم شدند.ايشون پيوست حبس خوردن. تو مرحله اول دادگاه دعوتشون كرده بودن. مدت زيادي بازداشت بودن. حدودا فكر مي كنم تمام اعضاي ان جي او صداي عدالت شوراي مركزي شون در مرحله اول بازداشت مي شن. در مراحل بازداشت فقط آقاي مهرنهاد مي مونه و بقيه را آزاد مي كنند. آقاي مهرنهاد در مرحله اول به اعدام محكوم مي شن, اونطور كه خودشون گفتن اما در مرحله بعدي حكم اعدام را از ايشون بر مي دارن و ايشون متاسفانه به 15سال حبس محكوم مي شن كه اعدامشون هم اقدام عليه امنيت ملي بوده. جرمشون اين بوده كه ان جي او داشتن, فقط همين. جرمشون اين بوده كه داخل استان سيستان و بلوچستان متاسفانه يك سري مسائل داره پيش مي ياد كه ما هم ديگه نمي تونيم جوابگو باشيم. دوستاني هم كه دارن پيگيري مي كنند مثل آقاي مهرنهاد اين اتفاق براشون مي افته. همين جوري به همين راحتي. مگه بقيه دوستان مان را كه هر روز مي گيرن به جرم اقدام عليه امنيت ملي چه كاري انجام مي دن. آيا واقعا امنيت ملي كشور را بهم مي زنند؟ آيا چريك هستن؟ آيا عليه جمهوري اسلامي اسلحه گرفتن؟ نه اينها از فضايي كه داخل سيستان و بلوچستان وجود داشت كه آقاي عبدال مالكي متاسفانه با حركت انزجار آميز خودش اون حركت مسلحانه خود را داخل استان بوجود آورد در روند اون يك سري ان جي او ها هم تحت الشعاع قرار گرفتن.اين ان جي او صداي عدالت كه متاسفانه اين ان جي او بهش گفتن كه ارتباط داري با آقاي عبدال مالك بيگي و بر اين اساس اين ان جي او تعطيل شد كه در مرحله اول همه بازداشت شدند و در مرحله دوم كه حكم اعدام اومد كه حالا هم به بازداشت تقليل پيدا كرده .
جاي تاسف هم واقعا داره كه همچين شرايطي در داخل كشور ما وجود داره جاي تاسف داره كه آقايي كه امروز در همين 22 بهمن اعلام كردن كه ما در داخل كشور نمي دونم موشك به آسمون و فضا پرتاب مي كنيم و انرژي هسته يي را شكاف مي ديم و از اين كارها انجام مي ديم متاسفانه در اين عملكرد خيلي بد به يك ان
جي او در داخل استان رحم نمي كنند با اين عملكرد خودشون به دختران و زنان سيستان و بلوچستان رحم نمي كنند. ايشون (يعقوب مهرنهاد) 8مارس را در داخل سيستان و بلوچستان برگزار مي كرده و گناهش اينه. گناه اين ان جي او اينه كه به مسئله ايدز و هيپاتيت در داخل استان پرداخته بوده حالا مي خواهد مارك امنيت ملي بخوره. بنام امنيت ملي و واقعا جاي تاسف داره. ما هم بسيار ناراحت شديم از اين موضوعي كه داخل استان بوجود آوردن دونه دونه فعالين اجتماعي استان را اين بلاها را سرشون مي يارن هر كسي در داخل استان سيستان و بلوچستان بازداشت مي شه با همه جا فرق مي كنه. حدود 7-8 ماه بازداشت مي شي بعد
حكمت را بهت مي دن. مثل اينكه براي اينها (اعضاي ان جي او صداي عدالت) دادگاه تشكيل دادن و نهادهاي حقوق بشري استان و دفتر حقوق بشر زاهدان و فعالين سياسي استان خواستن كه اين دادگاه اولا مدارك و اسناد مربوط به همكاري ايشون با گروههاي محارب با روههاي يا مسلحان با فعاليت هاي چريكي داخل استان براي فعالين اجتماعي محرز بشه. مسئله دوم تشكيل دادگاه است. ما همين دو تا ا مي خواهيم و داشتن وكيل. فعاليت خيلي زيادي قبلا كردن كه براي ايشون وكيل بگيرند ولي كسي در داخل استان وكالت ايشون رو نپذيرفت. در مرحله اول. در مرحله دوم سعي كردن در خارج از استان براشون وكيل بگيرند كه موافقت چند تا از وكلا را هم گرفته بودن اما متاسفانه باز هم بخاطره اينكه دادگاهي تشكيل نشد خب
وكيلي هم نبود سر اين قضيه. من نمي خواهم دوباره بعد از مدت ها شاهد اين باشم كه دادگاهي كه اوايل انقلاب سال 57 برگزار مي كردند دوباره بخواد تكرار بشه با اون روند اصلا قابل قبول نيستش.
چون اين جديدا داره رواج پيدا مي كنه در كردستان هستش در سيستان هستش. در كرانه مرزي زياد از اين اتفاقات مي افته.
آسمان دیلی نیوز
سایت دانشجویان کرد، از سنندج خبر داد که تجمع اعتراض آمیزی در حال انجام است.به گفته این منبع خبری، این تجمع در اعتراض به دستگیری گسترده دانشجویان کرد، مرگ ابراهیم لطف اللهی دانشجوی کرد در بازداشتگاه وزارت اطلاعات و همچنین دستگیری روحانی ملی-مذهبی به نام گنجی، در سنندج انجام می گیرید. همچنین این سایت گزارش می دهد که این تجمع آرام در حال برگزاری است.گفتنی است که احتمال می رود فردا جمعه، نمازگزاران کرد در اعتراض به دستگیری روحانی کرد، گنجی، دست به تجمعات اعتراض آمیز بزنند. آنها هفته پیش در پی اعلام التیماتوم یک هفته ای به مقامات مسئول، خواهان روشن شدن وضعیت این روحانی شده بودند، اما مقامات امنیتی، قضایی و انتظامی اعلام کرده اند که ماموستا گنجی بازداشت نشده و از وضعیت وی اطلاعی ندارند.شایان ذکر است در سال 76 و در پی قتل روحانی کرد ملی-مذهبی با آمپول هوا در کرمانشاه، به نام ملا محمد ربیعی، در شهرهای کردنشین تجمعات اعتراضی بسیاری برگزار گردید که به کشته شدن و دستگیری صدها تن انجامید.
این روحانی ۳۰ ساله، ساعت ۵ بامداد روز جمعه، مقابل مسجد قبای سنندج از خودرویی ناشناس پیاده شد و پس از دور شدن خودرو، ایوب گنجی که به شدت شوکه و لاغر شده بود بر روی زمین افتاد. بلافاصله نمازگزاران مسجد قبا او را از زمین بلند کرده و به داخل مسجد برده اند و سپس به دلیل وخامت وضع جسمیش، وی را به بیمارستان انتقال داده اند.
در حالی که ایسنا پس از تغییرات اساسی در مدیریت و کادر آن در چند ماهه اخیر به تریبون دولت تبدیل شده است، مشخص نیست عدم بازتاب خبر معارفه فرهاد رهبر، به عنوان رئیس جدید دانشگاه تهران، در این خبرگزاری به چه علت بوده است...
”جايزه صلح = حلق آويز عدالت ”
وكيل مدافع محمد لطيف خانم شيرين عبادي، چنان حكم اعدام نابحق ”محمد ” رابازگو و آنرا مشروط به مقام معظمه اي بنام شاهرودي” ميكند كه گويي كسي درپايان جان ايستاده است. و ناجيان، فرشته اي بنام عبادي و ملكوتي بنام شاهرودي هستند كه ميآيند و جان بچه اي را از مرگ نجات ميدهند!
خيرخانم ”عبادي” وكيلي كه ابزار دست دستگاه قضاوت است وهرروز همچون كارواش سيّاري سروروي خون آلود آقايان را غسل ميدهد حكم اعدام ” محمد ” را خود پيشاپش امضاء كرده است.
بلي خانم! شما كه سفير ازما بهتران شده ما به ا زاء يك جايزه كذايي ولايت ظلم را ” مهدآزادي” جلوه ميدهيدو شما كه به عشق كت ودامن خارجه چنان هياهويي را انداختيد كه جهان چشمش را به سنگسار درايران بست .و اعدام راحله زماني تنها قصه اي شد از اندوه وبدبختي زنان.
دريك كلام شما كه جبهه عدالتخواهي را با مطامع قدرت گرايانه خود عوض كرديد ـ آيا بهتر نيست دفاعي ازحقوق ”محمد” ها نكنيد؟
محمد لطيف اولين قربان دستگاه قضايي كه شماهم از پرچمداران آن هستيد ، نيست ونبوده ولي بدانيد بيگناهي اين قربانيان ومعاملاتي كه شما درحق هاي ناگرفته كرديد ، دربستر حق خواهي جواناني كه نه شما را ميشناسند ونه به قوانين آقايان ارجي مينهند ، تبديل به آتش بزرگي خواهد شد كه شعله هاي آن تماميت حاكمان را در برخواهد گرفت.
صبا صبحي
فرشاد دوستی پور، دانشجوی دانشگاه بوعلی سینای همدان، که در پی سخنرانی در مراسم گرامیداشت روز دانشجو در دانشگاه تهران دستگیر شده بود، روز گذشته از زندان آزاد شد.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر این فعال دانشجویی با تودیع وثیقه ۵۰ میلیون تومانی پس از نزدیک به دو ماه بازداشت از زندان آزاد شد و بلافاصله به ایلام، شهرستان محل زندگی اش، رفت.
از سهراب کریمی، محمدصالح ایومن و جواد علیزاده، سه دانشجوی کرد دیگر، که همان روز و تقریبا هم زمان با فرشاد دوستی پور دستگیر شدند خبری در دست نیست.
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر در گزارشی در همین زمینه آورد: «سهراب کریمی، دانشجوی بازداشتشده، تاکنون امکان ملاقات با خانواده خود را به دست نیاورده است. روز دوشنبه ۲۴ دی ماه در حالی که تعداد زیادی از خانوادهها موفق به دیدار با دانشجویان زندانی شدند٬ به خانوادهی سهراب کریمی علیرغم حضور در زندان اوین اجازهی ملاقات داده نشد.»
در ادامه این گزارش آمده است: «سهراب کریمی، دانشجوی کارشناسی ارشد رشته علوم سیاسی دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز ساعت ۱۶ روز ۱۸ آذرماه امسال پس از برگزاری تجمع دفتر تحکیم وحدت به مناسب روز دانشجو توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. وی که تاکنون دوبار با خانواده خود تماس تلفنی داشته در آخرین تماس خود در روز هفتم بهمن ماه جاری اعلام کرده که در بند ۲۰۹ زندان اوین بسر میبرد.»
مشكلات دانشگاه فني مهندسي دانشگاه آزاد كرمانشاه از زبان يكي از دانشجويان:
من در کرمانشاه هستم و باور کنید نه هیچ نشریه ای نه هیچ شخصی در جامعه و نه در دانشگاه از اخبار جنبش دانشجويي باخبرند. در شهر ما هیچ کس حتی از اخبار دانشجویان در بند شهر خود هم چيزي نمی داند. البته خودم دو جواب دارم :یکی اینکه بیش از 90 درصد اتفاقات در تهران می افتد و آنچه هم در شهرستانها است در نهایت به اطلاعات تهران ارجاع داده می شود دوم اینکه حکومت این خفقان اطلاعاتی را می خواهد و نمی گذارد به راحتی کسی از این سری موضوعات با خبر شود.
در مورد مشکلاتی که در جامعه و دانشگاههای کرمانشاه و بلکه همه ی شهر ها وجود دارد : این مشکلات کم نیستند اما باور کنید دلیل کم رنگ شدن مشکل در منظر یک شهروند به دو دلیل است یکی اینکه انسان همیشه تحول پذیر است و با تمام شرایط خود را عادت می دهد هر چند بر او سخت باشد دوم اینکه به حدی مشکلات زیاد است و داد مردم در طول سالیان تاثیری نداشته که مردم واقعا خسته شدند و همه دیگر از غصه(نه ترس) سکوت اختیار کرده اند. حال من از چه چیز این شهر برای شما بگویم ؟؟؟؟
ممکنه که خیلی طولانی بشه اما همش واقعیت داره...
”مرگ فروشي” پاسخ هر نداي حق طلبانه ...
خبر ناگوار شهادت يك دانشجوي ديگر ـ” فرزاد قبادي” دانشجوي كرمانشاه زير شكنجه به شهادت رسيد...
اين خبر تنها يك پيام دارد. پاسخ به خواسته هاي دانشجويان تنها ”مرگ” است .
اين ساده ترين وراحت ترين پاسخي است كه حاكمان درقبال هر خواسته اي پيش روي ملت ما گذاشته اند.واين چنين پاك ترين جوانان اين مرز وبوم را بدلايل واهي روي تخت شكنجه و شلاق به شهادت ميرسانند.
با كمال تأسف وتأثر بعدازخبر شهادت ابراهيم لطف الهي با خبر جديدي مواجه شديم. شهادت يك دانشجوي كرمانشاهي به نام ”فرزاد قبادي ”.
ظالمان جسم پاره پاره شده ازشكنجه فرزادرا به خانواده او نشان داده و يك شكنجه خانوادگي و يك زهر چشم گرفتن مدل جديد را به نمايش گذاشتند.
ودر پي اين اعمال وقيحانه خودخواهر فرزاد به نام” رابعه قبادي ”را نيز درخيابان ربوده وگروگان گرفته اند تا خانواده مربوطه لب به اعتراض نگشايد.
اگر چه خود خبر ،حكايت ازهمه چيز ميكند ولي عمق فاجعه چنان همگان را به خشم واميدارد كه ميبايست منتظر عواقب آن بود.
حركت هاي گسترش يابنده دانشجويي درتهران موجب شده كه حاكمان در پي مصلحت جويي درشهرستانها شوند و از اين بابت گويا قصد دارند ، درهر استان دانشجويي را به شهادت برسانند.
اين مسير روشن و كين ورزي آشكار، تجربه همه ديكتاتور هاست ، هرچند كه خود نيازمند يادآوري هستند كه خون بي گناه اين دانشجويان بي جواب نخواهد ماند.
بي ترديد دانشجويان در سراسر ميهن از شنيدن اين اخبار ظالمانه ساكت نخواهند ماند و روز حسابرسي چندان دورنيست.
ضمن تسليت به خانواده” قبادي ” همانطور كه درمورد ابراهيم گفتيم انتقام خونشان گرفته خواهد شد.
در پس هر تاريكي نويدي است كه از خون جوانان ميجوشد و سرفراز خلقي كه آنقدر شجاعت وآگاهي دارد كه براي خواسته هايش قيام كند،شلاق بخورد شكنجه شود وباز بايستد و فرياد بزند.
دانشجو ميپذيرد ذلت نمپذيرد . دانشجوي باغيرت حمايت حمايت
بادرود برجنبش دانشجويي
به گزارش خبرنامه امیرکبیر ساعت ۷:۳۰ یکشنبه شب، ۷ بهمن ماه، در حدود ۵۰۰ نفر از دانشجویان ساکن کوی دانشگاه تهران با تجمع در محوطه کوی به اعتراضات خود پیرامون مطالبات صنفی و سیاسی خود ادامه دادند. دانشجویان ابتدا با خواندن شعار «یار دبستانی» و سر دادن شعارهایی همچون «رئیس بی لیاقت استعفا استعفا»، «دانشجوی زندانی آزاد باید گردد» و… به راهپیمایی در صحن کوی پرداخته و به تدریج مقابل درب دانشکده فنی کوی جمع شدند.
این در حالی بود که دقایقی پس از آغاز تجمع دانشجویان نیروی انتظامی و گارد ضد شورش به همراه مامورین لباس شخصی در خیابان امیرآباد مستقر شده بودند. تعداد نیروهای پلیس ضد شورش بیش از هفتاد نفر بود که با تعداد زیادی خودرو از جمله دو اتوبوس، چهار مینیبوس و یک خودروی کورکننده آنتن تلفن همراه، در اطراف کوی دانشگاه مستقر شدند...
اي به صورت آدمي به سيرت اهرمن
بياييد دريك روز ويك ساعت و لحظه مشخص قرار بگذاريم به خودمان دروغ بگوييم.
درآن لحظه كه از فرط حماقت و گم گشتگي نميدانيم ،و درواقع تلاش ميكنيم كه ندانيم مقصر كيست ، يك جا جمع شويم ووانمود كنيم كه از فرط آزادي و ازفرط همه دارايي هايمان ميخواهيم آينده را زيبا رقم بزنيم.
همگي تلاش كنيد كه خود را خداهاي كوچكي تصور كنيد كه قدرت هركاري را داريد. آينده را از آن خود بدانيد .سفره هايتان رنگين وجامه هايتان پرنگين و قلبهايتان اميدوار…
در اين خلسه حماقت، كاغذي ميان دستتان هست كه شما را براي راي گيري بسيار دمكراتيكي كه لازم است شماهم حتما” درآن سهيم باشيد شركت ميدهد. ولي تازه دوزاري تان ميافتد...
اين جا همان مملكتي است كه دانشجو را ميكشند وميگويند خودكشي كرده ،( باشداگر دانشجونيستيد وميگوييد اينهاخودشان مقصرند كه سرشان بوي قرمه سبزي ميدهد،)اينجاهمان مملكتي است كه دست وپاي جوانان را به اسم راهزن قطع ميكنند چون براي لقمه ناني راه را بردولتيان بسته اند.. ( اشتباه نكنيد اين اتفاق مربوط به دوران وعصر حاضر است . مال همين مملكت است... )
اين جا همان مملكتي است كه تا هواسرد ميشود مردم بايد ازسرما بميرند چون رئيس جمهورشان به آنها قول داده كه سوخت را سرسفره هايشان بياورد.آره، ولي چون آوردن سرسفره امكان پذير نبود، نشد كه از آن استفاده واقعي بكنند.
يعني خودتان مقصريد كه برديد سر سفره چون اگر جاي ديگري استفاده ميكرديد اين بلادرست سرسرماي سياه زمستان سرتان نمي آمد، كه بچه تان ازسرما كبود شودو نان نداشته باشيد بخوريد...
حالايك آقاي تاير به سر، خدمتتان ميرسد ميگويد خب اينها اشتباه كردند ما ميخواهيم درست كنيم .
اصلا”اگر ما از اول آمده بوديم سر كار ،اين مملكت وضعش به اينجا نميكشيد!
بعد دستي به محاسن ميكشد ولبخندي ميزنه كه باورش كنيد…
خب ادامه بدهيم باز به خودمان دروغ بگوييم. فكر كنيم باز كساني در ميان اين آقايون هستند كه كارهاي خارق العاده ميكنند و در اين ساليان دستشان بسته بود، ولي اين دور اگر شما رأي بدهيد همه چيز حل است.
آيا در اين ظلمت كسي نيست كه حرف دلش را بزند؟
خب من ميگم ، من كه يك زنم ، من كه اصلا” آقايان به شمارم نمي آورند، من ميگم ، من حرف دلم را ميزنم :كه آقايون تنها كاري كه شما بايد بكنيد اين است كه نقاب ازچهره هايتان برداريد تا اين مردم بدبخت بدانند زيراين ماسك هاي آدم نما چه چيزي پنهان شده .
چرا نميگوييد شما تنها يك مأموريت در اين مملكت داريد آنهم از بين بردن هرچيزي است كه به درد اين مردم ميخورد، چرا همه ثروت اين ملت درجيب هاي شما خالي شده است ؟چرا سير نميشويد؟ البته سوالهاي غير منطقي ميكنم چون اين سوال براي آن كساني است كه ماسك ندارند.
شرم كنيد ، بازي انتخابات ، بازي با هويت انسانهايي است كه ديگر چيزي براي از دست دادن ندارند،اين برگ شما هم در اين ساليان رنگ باخته است. چرا مردم بايد به شما رأي بدهند ، رأي بدهند تا آسايش را از آنها بگيريد؟ نانشان راببريد؟ زنشان را بفروشيد؟ بچه شان را معتاد كنيد؟ روشنفكرش را زندان كنيد وبكشيد؟ شرم كنيد.
حداقل در اين روزها كه خودتان از يزديان ميگوييد ، و دست يزيد را رو ميكنيد شرم كنيد.
البته شرم يك كلام مقدس است كه ماسك بصورتان آن را فهم نخواهند كرد ، والا با اولين خونهايي كه به ناحق ميريختند بساط ظلمشان را جمع ميكردند.
ولي بدانيد ما ملتي هستيم كه به اندازه كافي هزينه قدرت نمايي هاي شما را داده ايم. وحال نوبت شماست كه جواب بدهيد. هم به ما وهم دردادگاه عدالت كه چگونه يك نسل را بي هويت كرديد.
بدانيد كه ديگر بر هيچ كسي پوشيده نيست كه اين بازي ها تنها براي برپا ماندن حاكميت ظلم شماست .
پس در اين معركه گيري خودتان رأي بدهيد وخودتان انتخاب كنيدو خودتان انتخاب شويد... مامنتظر لحظه موعود هستيم .
بترسيد از آن لحظه كه دور نيست.
خبر اولیه: تجمع اعتراض آمیز دانشجویان ساکن کوی دانشگاه تهران به خیابان و درگیری با پلیس کشیده شد

هفته اول بهمن ماه- دانشجويي
مهمترين اخبار هفته
- مراسم ختم ابراهيم لطف اللهي در مسجد “ادب” برگزار مي شود
30/10
- بيژن صباغ ثاني هنوز هيچ تماسي با خانواده خود نگرفته است و از وضعيت جسماني وي هيچ اطلاعي در دست نيست
- برگزاري مراسمي براي ابراهيم لطف الهي فردا در سنندج
- ديدهبان حقوق بشر خواستار تحقيق در مورد“مرگ ناگهاني “ شد
- سازمان ديده بان حقوق بشر اعلام كرد دولت ايران درباره مرگ ناگهاني دو شخص در حين بازداشت تحقيق كند
- خانواده دانشجويي كه در زندان جان سپرد، خواستار تحقيق مي شود
- آزادي سه تن از دانشجويان در بند از اوين
- درخواست نقش قبر دانشجوي سنندجي
- فعالان حقوق بشر در ايران : در قبال قتل دانشجوي زنداني سکوت نخواهيم کرد
- استمداد خانواده نادر احسني، دانشجوي دانشگاه مازندران، براي روشن شدن وضعيت مبهم فرزندشان
- رييس دانشگاه جامع علمي كاربردي آذربايجان غربي خبر داد: افزايش جمعيت دانشجويي دانشگاه به 5 هزار و 500 تن در سال آينده
28/10
- اسماعيل لطف اللهي : چرا بدون اطلاع خانواده، جنازه برادرم را دفن کردند؟
- بازتاب قتل ابراهيم لطف اللهي، دانشجوي کرد، در بازداشتگاه
- محل دفن دانشجوي سنندجي به طرز عجيبي بتون كاري شده
- بازداشت دانشجوي ديگري در قزوين
- علي جمالي نايب رييس شوراي سياست گذاري سازمان ادوار:سازمان ادوار تحکيم در خصوص انتخابات آتي هنوز به جمع بندي نرسيده است
- آواي دانشگاه فيلتر شد
27/10
- يکي از دانشجويان دربند بارها زير شکنجه بيهوش شده است
- دانشجوي سنندجي شب گذشته زير شکنجه بازجويان اطلاعات کشته شد
- صدور وثيقه هاي سنگين براي دانشجويان بازداشت شده
- اعلام حمايت دانشجويان از اعتصاب کنندگان زندان گوهردشت
- احزاب و رسانه ها سکوت کرده اند: ده ها دانشجو در زندان يا محروم از تحصيل
- خوابگاه دانشجويان دانشگاه اميرکبير بدون آب و برق، معاون دانشجويي: مهم نيست!
مهمترين موضع گيري هاي هفته
29/10
- اطلاعيه خبري شماره ٢ و ليست تکميلي 6 از کارزار پشتيباني از دانشجويان چپ و آزادي خواه سراسر ايران
- تا آزادي تمامي دانشجويان دربند از «اقدام متحد» دست نخواهيم کشيد!
28/10
- نامه سرگشاده پدر دانشحوي زنداني به مردم ايران
- قتل دانشجو؛ اطلاعيه انجمن دفاع از زندانيان سياسي و حقوق بشر ايران
- قتل دانشجوي کرد؛ بيانيه کانون روزنامه نگاران کردستان ايران
بیانیه شماره ۱ انجمن اسلامی امیرکبیر
در خصوص ادامه حبس غیرقانونی سه دانشجوی این دانشگاه:
در صورت تداوم این ظلم، سکوت را خواهیم شکست
فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر (FIDH) و جامعه دفاع از حقوق بشر در ایران (LDDHI) قویا از دولتمردان جمهوری اسلامی می خواهند که در مورد مرگ آقای ابراهیم لطف اللهی در زندان تحقیق و رسیدگی کنند. به علاوه، فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر و جامعه دفاع از حقوق بشر در ایران مراتب نگرانی شدید خود را نسبت به دستگیری های روزافزون فعالان دانشجویی و مدافعان حقوق زنان طی ماه های اخیر اعلام می دارند.آقای ابراهیم لطف اللهی، دانشجوی کرد رشته حقوق، روز ۱۵ ژانویه ۲۰۰۸ در زندان سنندج فوت کرده است. او روز ۶ ژانویه ۲۰۰۸ به دلایل نامشخص دستگیر شده بود. با توجه به گفته های مسؤولان جمهوری اسلامی، آقای لطف اللهی خودکشی کرده و این درحالی است که خانواده او که چند روز قبل از مرگ وی به ملاقاتش رفته بودند چنین ادعاهایی را نمی پذیرند و اظهار می دارند که او در شرایط روحی خوبی بسر می برده. آقای لطف اللهی بدون اجازه خانواده اش که خواستار کالبد شکافی جسد شده بودند دفن شده است...
دیر زمانی است که ملت ایران در پی حاکمیت بر سرنوشت خویش است و برای رسیدن به این مهم، هزینه های بسیاری پرداخته است. مشروطه که سرآغاز نهضت آزادیخواهی ایرانیان بود با خواست حکومت مشروط به اراده مردم، مجلس را تدارک دید تا نمایندگان به انتخاب ملت عهده دار امور کشور شوند و بدین ترتیب حق اساسی تعیین سرنوشت بدست ملت، تصریح شود.