. اگرچه مهدي عربشاهي عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت در گفت و با روز مي گويد: "مطمئناً كساني هم هستند كه ما نتوانسته ايم بطور دقيق شناسايي شان كنيم." با هم گفتگو با اين فعال دانشجويي را مي خوانيم.
به عنوان كسي كه در هسته مركزي جنبش دانشجويي ايران فعاليت مي كنيد، وضعيت امروز اين جنبش را چگونه ارزيابي مي كنيد؟
آنچه مسلم است، هميشه فشارهاي سخت و تضييع حقوق دانشجويان، اين قشر را تهديد كرده است. اما در دولت آقاي احمدي نژاد، سختگيري ها رنگ و بوي جدي تري به خود گرفته و بر حجم برخوردها به ميزان قابل توجهي افزوده شده است. شكل برخوردها سبب شده كه دانشجويان با ارزيابي وضعيت كنوني خود به نتايجي دست يابند که راهكار پيش روي شان خواهد بود تا از آن طريق بتوانند در فضاي بوجود آمده به ادامه فعاليت بپردازند. به عقيده من دانشجويان با استراتژي جديد بهتر مطالباتشان را پيگيري خواهند كرد.
در شرايط جديد دانشگاه ها، ستاره دار كردن دانشجويان تهديدي براي ادامه تحصيل شان است. به نظر شما چرا وزارت علوم به اين كار رو آورده است؟
حكومت هاي ايدئولوژيك سعي مي کنند با رشد دگرانديشان مقابله كنند. در حكومت ما نيز چنين اتفاقاتي بارها رخ داده است. مثلاً در اوج انقلاب فرهنگي، تعداد زيادي از دانشجويان دگر انديش از دانشگاه اخراج شدند و... اكنون نيز جلوگيري از ادامه تحصيل دانشجوياني كه به فعاليت هاي سياسي غير همسو با دولت مي پردازند، در دستور كار قرار دارد.
جنبش دانشجويي در اين راستا چه برنامه اي دارد؟
تلاش براي لغو اين امر در صدر برنامه هاي ماست، زيرا اولين حق دانشجو حق تحصيل است.
معمولاً اين دانشجويان عضو تشكل هاي سياسي يا صنفي اند. از اين منظر چگونه موضوع را ارزيابي مي كنيد؟
به طور مسلم اين رويکرد تهديدي براي ساير دانشجويان است كه به عضويت تشكلهاي دانشجويي معترض در نيايند تا جنبش دانشجويي به افول كشيده شود. البته تبعاتي كه اين روند دارد ممكن است بر دانشجوياني كه در حال حاضر در تشكل ها فعاليت مي كنند هم موثر باشد كه بازهم تضعيف جنبش مد نظر است. از آنجايي كه ادامه تحصيل آرزوي هر دانشجويي است، وقتي دانشجويان مشاهده كنند كه عضويت در تشكل هاي موثر دانشجويي مشكلاتي دارد، در حضور و عضويت آنها ترديد بوجود خواهد آمد. اما دانشجويان به اين نتيجه رسيده اند كه اگر بخواهند درمقابل اين فشارها كوتاه بيايند، هر روز بر آن افزوده شده و تحصيل و فعاليت ها را با مخاطرات جدي مواجه خواهد كرد و حتي ممكن است نهادهاي بيرون از دانشگاه نيز در امور دانشجويي مداخله نموده و اعمال فشارنمايند.
به فتح الباب "ممنوع الورود" شدن عده اي از دانشجويان به دانشگاه اشاره كنيد و بگوئيد مصاديق ممنوع الورودي در دانشگاهها چيست؟
اين اتفاق، مانند ستاره دار كردن، دستاورد دولت آقاي احمدي نژاد براي دانشجويان است. نميدانم به چه استنادي از ورود دانشجوياني كه پذيرفته شده، ثبت نام نموده و در حال تحصيل اند، جلوگيري مي شود! البته در گذشته به دانشجوياني كه با حكم كميته انظباطي در تعليق بودند، اجازه ورود نمي دادند اما امروزه پا از حد فراتر گذاشته شده و حتي از دانشجوياني كه به كميته ها احضار نشده يا حكم تعليقي ندارند، ممانعت ورود مي شود. به نظر من اينها مفاهيم جديدي است كه يكي پس از ديگري خلق مي شود.
اخيراً از برگزاري انتخابات شوراي مركزي تشكل ها جلوگيري مي شود يا انجمن هاي برگزيده شده به رسميت شناخته نمي شود. جنبش دانشجويي در مواجهه با اين موارد چه واكنشي خواهد داشت؟
ابتدا بگذاريد گلايه اي داشته باشم كه قبلاًٌ هم به آن اشاره كرده ام: بيشتر استناداتي كه امروزه به وسيله آن از فعاليت هاي دانشجويي، جلوگيري مي شود، به آئين نامه هايي مربوط مي شود كه در زمان رياست آقاي خاتمي بر شوراي انقلاب فرهنگي در آن مجموعه تصويب شده است. با تأسف بگويم كه اصلاح طلبان براي تدوين قوانين جامع و ماندگار تلاش پيگيرانه اي نكردند و همان قوانين مصوب سبب شده كه در اين سالها از برگزاري انتخابات دانشجويي جلوگيري شود يا بعضي تشكل ها را غير قانوني اعلام كنند. به نظر من جنبش براي رسيدن به چنين اهدافي بايد از تمام ظرفيت هاي گفتگو با مسئولين دانشگاه استفاده كند و اگر از اين راه امكان فعاليت ممكن نبود، به كارخود (فعاليت تشكيلاتي) ادامه دهد. تصميم گيرندگان دانشگاه چنانچه بخواهند محدوديت ها را به طرز غير قابل قبولي افزايش دهند، دانشجويان وارد فضاي ديگري خواهند شد. نمونه اش در دانشگاههاي پلي تكنيك و علامه طباطبايي اتفاق افتاد. دانشجويان اين دو دانشگاه وقتي فضا را محدود شده ديدند، بدون توجه به مسئولين دانشگاه، انتخابات را با شور و حال و استقبال چشمگيري برگزار كردند. همان طور كه گفتم اين پيامي براي كليت جرياني كه براي دانشگاه تصميم سازي مي كنند خواهد بود كه به نفع مصالح ملي است تا اجازه دهند دانشجويان آزادانه تر فعاليت كرده و بتوانند به انتخابات و برنامه هايشان درفضاي آرام بپردازند.
به نظر شما گروهها، احزاب و افراد چگونه مي توانند در رفع مشكلات موجود به جنبش دانشجويي كمك كنند؟
در شرايط حاضر انتظار دانشجويان اين است كه همه جريانهاي سياسي يا افراد حقيقي كه به دموكراسي، آزادي حقوق بشر و عدالت پايبندند، از دانشگاه دفاع كنند. البته دفاعي كه (قبلاًٌ هم بر آن تاكيد كرده و مي كنيم) مورد نظر ماست، دفاعي غير كاسبكارانه بوده و منوط به بده - بستانهاي سياسي نيست، بلكه سنجشي براي ميزان صداقت افراد و گروههايي است كه در راستاي حقوق بشر و دموكراسي شعار مي دهند.
و آخرين سوال اين که، فكر مي كنيد اين فشارها بر جنبش دانشجويي تا كي ادامه داشته باشد؟
از آنجايي كه هميشه در خرداد شاهد فشار بر دانشجويان بوده ايم، به نظر مي رسد كه اين فضا پايدار نخواهد ماند و در آغاز سال تحصيلي شور و شوق جديد در جنبش دانشجويي به وجود خواهد آمد بطوريكه اين جنبش به مثابه دوراني كه اثر گزار بود، برگردد.