ظلمي كه اين روزها بر دانشگاهيان مي شود در كمتر برهه اي از تاريخ اين كشور سابقه داشته است اما در اين ميان مسئولين مي كوشند با شكايت و تهديد اصحاب مطبوعات ، نشر اكاذيب و سوء استفاده از صدا و سيما تصويري متفاوت از واقعيت موجود ارائه نمايند لذا بنا بر رسالت اصلي خويش كه همانا روشنگري است وظيفه خود مي دانيم نكاتي را جهت تنوير افكار عمومي يادآور شويم:
۱- در سال گذشته نخست قريب به ۱۷۰۰ تن از دانشجويان پس از قبولي در آزمون كارشناسي ارشد نتوانستند در كلاسهاي درس حاضر شوند اين دانشجويان كه به واسطه درج ستاره در كنار فرم ثبت نامه انها به دانشجويان ستاره دار معروف گشتند پس از اعتراضات فراوان ازسوي افراد و تشكلهاي گوناگون توانستند به ادامه تحصيل بپردازند و تنها از ميان آنها مشكل چهارده تن حل نگرديد اما در سال جاري مسئولين بي كفايت وزارت علوم كه براي عمل غير انساني سال گذشته خويش هزينه اي گزاف پرداختند به شيوهايي ديگر متوسل شدند و در مرحله نخست از ارائه كارنامه به قريب پنجاه تن از دانشجويان خودداري نمودند كه در ميان آنها فعالين دانشجويي ، چند معلم و فرزندان دراويش به چشم مي خورد در مرحله اعلام نتايج نيز به دخل و تصرف و به نوعي تبعيد برخي دانشجويان مبادرت نمودند . لذا هر چند به واسطه تلاشهاي سال گذشته گروههاي مختلف امسال ديگر ستاره اي در كنار نام دانشجويان وجود ندارد كه اين خودپيروزي بزرگي براي جامعه دانشگاهي كشور است اما توسل مجدد مسئولين به شيوهاي ديگر هر چند در مقياسي محدود نشان از كج انديشي ديگري در ميان مسئولين كشور است كه لازم است بار ديگر با پيگيري افراد و تشكلهاي دلسوز در اين زمينه ايت مشكل نيز مرتفع گردد .
۲- اخراج و بازنشستگي اجباري اساتيد در دوسال گذشته به دلايل سياسي در حالي روي مي دهد كه در حال حاضر تعداد استاد تمامهاي ايراني خارج از كشور بيش از استاد تمامهايي است كه د داخل كشور مشغول به تدريس مي باشند و وضعيت اسفناك دانشگاههاي ايران به گونه اي است كه هيچ دانشگاهي از ايران در ميان ۲۰۰۰ دانشگاه برتر جهان جايي ندارد . در چنين وضعيتي مسئولين بي كفايت دولت نهم به جاي تلاش براي بهبود وضعيت دانشگاههاي كشور براي حفظ منافع جناحي خويش به چنين اقداماتي دست مي زنند ودر اين ميان با سوء استفاده از امكانات صدا و سيما و سانسور شديد رسانه اي سعي در سرپوش گذاشتن بر اين اعمال شرم آور دارند. از سوي ديگر اخراج اساتيد از دانشگاههاي تهران، اصفهان ،سنندج و دانشگاههاي ديگر در حالي است كه به عنوان مثال در دانشگاه تهران آقاي عميد زنجاني – عضو شوراي مركزي جامعه روحانيت مبارز- كه رياست دانشگاه تهران را بر عهده دارد فاقد مدرك دانشگاهي است و باسني قريب به ۷۰ سال همچنان به رياست دانشگاه ادامه مي دهند و در سايه رياست ايشان هفكرانشان با نداشتن مدرك دكتري به تدريس مشغول هستند و حتي فردي كه فاقد هر گونه صلاحيت علمي است به واسطه كمك مالي به دانشگاه به تدريس در دانشگاه مشغول شده است.ودر كنار اين برخوردهاي بايد به برخوردهاي قضايي غير قانوني با اساتيد نيز اشاره نمود كه آخرين نمونه ان صدور حكم سنگين قضايي براي دكتر احمد شيرزاد است.
البته در كنار موارد فوق بايد به صدور احكا م سنگين كميته انضباطي در دانشگاهها، تعطيلي نهادهاي مستقل دانشجويي و دستكيري و صدور احكام سنگين قضايي براي دانشجويان اشاره نمود.
در پايان دفتر تحكيم وحدت ضمن اعلام انزجاز نسبت به تلاشهاي صورت گرفته براي سركوب دانشگاه كه شامل اقدامات غير قانوني متعدد به خصوص اخراج اساتيد و ستاره دار كردن دانشجويان است و همچين اعمال فشار بر رسانه ها براي جلوگيري از انتشار اخبار به مسئولين يادآور مي شويم كه اين اقدامات بي شك سرپوشي بر بي كفايتي آنها نخواهد گذاشت و دانشگاهيان هيچگاه در مقابل بي تدبيريهاي آنها ساكت نخواهند نشست
