تبليغاتX
طنين دانشجو
طنين دانشجو
از حرمله تا هاتفي ....

از حرمله تا هاتفي ....

 

آنانكه روزشان را با آلوده كردن اسلام  شب ميكنند هماناني هستند كه مسيح را به صليب كشيدند و ابوالفضل (ع) رادر صحراي كربلا سر بريدند و به گلوي علي اصغر 6ماهه تيررذالت رهاكردند...

جنايتهايي كه تاريخ فراموش نكرده وقرنها سينه به سينه نقل شده است ، تا همگان بدانند كه همواره در تاريخ بوده اند كساني كه جامه رذالت به تن كرده و سبوعيت ضد انساني خود را ترويج كرده اند.

درروزهايي كه خودشان به حرمت تعزيت ميكنند ،جنايت ازسر وكولشان بالاميرود.

و بايد في الواقع راه رفت و گفت: امروز وهرروز دراين ميهن لحظه عزاست.. (عزا عزاست امروز روز عزاست امروز...)

يك روز زهرا را ميكشند وخانواده اي را عزادارميكنند و چينن جنايت ننگيني را خودكشي اعلام ميكنند .

وحالا نيز ابراهيم لطف الهي دانشجوي كرد را به حيلتي ديگر به شهادت ميرسانند و قبر را با بتون مي پوشانند ،وباز ميگويند خودش را كشت. ومادر دردمند او را حتي از ديدن جسم بي جان فرزندش محروم ميكنند.

بازجوي كثيفِ ابراهيم، به نام” هاتفي” كه به شيوه همه شكنجه گران با نام مستعار، جنايت ميكند، چنان اين جوان را تحت فشار قرار داده كه حتي  از نشان دادن جسدش خودداري ميكند.

اين همه جنايت برهيچ كس پوشيده نيست . خون جوانان بي گناهي كه تنها جرمشان اين است كه دانشجو  هستند.

خانواده ابراهيم كه از حاشيه نشينان سنندج هستند را چنان تهديد كرده اند كه مبادا افشاي اين جنايت دامنشان را بگيرد.

ولي اي رذالت پيشگان، اي قاتلين انسانيت ، .اين گام اول شما نيست،ماشما را همواره مرگ فروش و ظلم زي شناخته ايم پس بدانيد كه من وما كه حتي كرد هم نيستيم ازخون برادرمان ابراهيم نميگذريم .

شما كه درجنايت هم با نازلترين خصيصه هاي ضدانساني، انسانها را دسته بندي ميكنيد وجنايتهايتان را براساس كرد وفارس وترك  تقسيم ميكنيد ،بايد بدانيد براي من وما ،سر وته شما جزء يك عده حيوان ضد انسان هيچ چيز نيستيد.

شما كه دست وپا قطع ميكنيد. شما كه انسانها را براي عبرت گرفتن بقيه از بلندي پرتاب ميكنيد. شما كه مجرمي را كه هنوز جرمش اثبات نشده با پاي قطع شده روي برانكارد دار ميزنيد، شما كه زهراي عزيزمان را به جرمهاي خودكرده دستگير ميكنيد وميكشيد و بعد به او تهمت خودكشي ميزنيد.  شما كه برادرمان ابراهيم را كه سالهاي آخررشته حقوق را ميگذراند از فرط دنائت با دلايل مخصوص خودتان دستگير ميكنيد وميكشيد، بدون آنكه جسد او را تحويل خانواده اش بدهيد.

آري شما حيواناتي هستيد از كفتار بدتر، كه تنها با ”مرگ” زندگي ميكنيد.

شما آنقدر از همگان ميترسيد كه حتي قبر جواني را كه به قول خودتان خودكشي كرده را ”بتون” ميكنيد.

 آري شما از اجساد آزدگان و جوانان وهركس غير خودتان هم وحشت داريد.

 شما ميدانيد كه جسد هاي ما هم همواره فريادحق خواهي سر ميدهد ، ما را از مرگ هراسي نيست ، چون با شما  كه خود ” مرگ” هستيد ميجنگيم .

آري هرجاكه  جوانان وآزاديخواهان حضور داشته باشند روز وحشت ونيستي شماست حتي اگر جسد هايمان باشد.

مگر شعار يا مرگ يا آزادي در تاريخ ايران با خون آبياري نشده؟ پس بدانيد كه مارا  از مرگ هراسي نيست .

بترسيد از سيل خونهاي ما  كه چنان لايروبي تان كنيم ، كه در” هستي ”اثري ازشما باقي نماند.

واما يك سخن كوتاه به خانواده ابراهيم

، اندوهگين مباش ،اندوهگين مباش ، انتقام خونش گرفته خواهد شد.

يك پيام هم به ياران دبستاني :

آيا باورداريد كه حاكمان به خون همه ما تشنه اند؟؟؟

|+| نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 18:18  توسط دانشجو  | 

 
business articles