درود و سلام بر ”سهند” يان
هم پيمان با سوگندهايتان ،
هم صدا با فريادهايتان ،
همراه با گامهايتان ،
آنچه كرديد ، فراتصويري بود از توانمنديهاي دانشجويان ، وقتي متحد سوگند ميخورند.و به حكم ارقام درهم ضرب شده ، تكثير شده و با قدرتي صدچندان حاكمان را به چالش ميكشند.
آناني را كه ميپنداشتند، با تكيه براريكه ناحقي و نامحرمي، هر غلطي ميتوانند بكنند وكسي نيست با مشت هاي گره كرده بردهانشان و برچشمهاي ناپاكشان بكوبد، آنچنان كه شما كرديد.
تصوير پايداري باشكوهتان ، قلبهاي مانرا نه تنها شاد كه به صفحات جديدي گسترش داد ، صفحاتي كه بايد هرچه زودترو بيشتر آنها را ورق بزنيم تا ، انتهاي داستان ظالم ومظلوم رابه خاتمه حقيقتي وناگزيرش،وادار كنيم. فصل آخر : فصل آزادي .
آنچه راكه بي پروا براي آن رزميديد وجان را مايه آن كرديد.
جنبش دانشجويي درسال 86 درهر لحظه آموخت و از آغاز سال 87، عليرغم همه حكمهاي محروميت ازتحصيل واحضاريه ها وتعليق ها، به مداري از آموزش خود رسيده است ، كه خود ميتواند حكم فارغ التحصيلي صادر كند، حكم آموخته هايي از درسهاي ايستادگي وآزادگي، آنهم با پذيرش پرداخت بهاي لازم ازجيب خود.
برخلاف همه سيستم پادگاني آموزشيِ كه جيب دانشجو را به بانكهاي خود تخليه ميكنند ، آزادي او را ميگيرند والنهايه باحكم مجرم ، به زندان وشكنجه گاه روانه اش ميكنند.
سهنديان ، همرزمان استوارمان ، با شما و همراه شماييم . از شما آموختيم و خود نيز به اين آموخته ها اضافه خواهيم كرد.
ماهمگي صفحات كتاب تاريخ آزادي اين ميهن هستيم . پس دوش به دوش وهم سوگند به پيش .
پيروزي ما ، پيروزي و شادي يك ملّت غمزده است كه به گردن ما حق دارد . پس با هم به پيش ، بي شك بيش ازاينها ميتوان پيش رفت . براي گرفتن آزادي تا آخرين قطره ، بايد تلاش كرد.