زماني که بنيانگذاران مبارز معتقد انجمن اسلامي دانشجويان در سال ۱۳۲۱ تشکلي را براي پيگيري مطالبات دانشجويان مسلمان و نوانديشان ديني دانشگاهي تأسيس کردند؛ هرگز تصور نميکردند روزي در ظلّ حکومت «بسيار ديني!» اهداف و آرمانهاي اوليه و اساس انجمنهاي اسلامي فراموش گردد. نه تصور انحراف دهه ۶۰ را داشتند که دانشجوييترين تشکل دانشگاه وسيله سرکوب دانشگاهيان شده بود، و نه کابوس دهه ۸۰ را ميديدند که نابخردي «گروهي» باعث شده تا نهادهاي گوناگون حکومتي و «آن ديگران» در کار انجمنها تعيينکنندگي يافتهباشند.
تشکلي که زماني پايگاه آناني بود که ۱۵ اسفند ۲۳، زمستان ۲۵، ۱۶ آذر ۳۲، اول اسفند ۴۰، ۱۹ ارديبهشت ۵۶، ۱۸ و ۲۰ تير ۷۸ و … را خلق کردند، بايد پاکتر از باشد که اسباب هوسراني «گروهي» گردد که يا «به فروش رسيدهاند» و يا «بازيچه شدهاند». و اينها آن دغدغهاي است که «جمعي» از انجمنيهاي امروز را آزار ميدهد و سختترين روزها را براي آنها رقم ميزند.
واقعيت دردناک امروز انجمنهاي اسلامي دانشجويان، قرارگرفتن در سناريويي است که ظاهراً همه چيز آن به دقت طراحي شدهاست؛ «گروهي» که هرگز انتظار عملکرد عقلاني از آنان نميرود، نمايشي برگزار ميکنند و صندوقي ميگذارند؛ از ميان کانديداهايي که تفاوتي با هم ندارند کساني «انتخاب!» ميشوند و براي احترام به نظر دانشجو، در اين مراسم فرمايشي از رأي دانشجويان نيز استفاده ميشود. البته نيازي به مشارکت حداکثري دانشجويان نيست. اگر تعداد کل آراء به اندازه يکي از منتخبان دوره قبل هم باشد باز مهم نيست!! و البته حتي مشارکت ۱۵ درصدي هم براي آنها کافي است!! که آنان دغدغه اي مثل مصدق ندارند که ميگفت «هر کجا مردم باشند، مجلس هم همان جاست».
در نهايت منتخبانِ(؟) راهيافته عليالاصول بايد دفتر انجمن اسلامي را تسخير کنند و …
همه چيز درست طراحي شدهاست؛ آخر اين بازي نابودي انجمن اسلامي دانشجويان است و «گروهي» نيز مصرانه و البته از سر «عقيده!» بر آن پافشاري ميکنند!! و جالب اينست، «گروهي» که بسيار با علاقه اين بازي را پيگيري ميکند، اجازه نميدهد «جمعي» از انجمنيها اين بازي را برهم بزنند و يا به سمت ديگري ببرند …
آري انجمن اسلامي دانشجويان در شرف نابودي است، اما مع الاسف اين وضعيت هيچ نشاني از مقاومت قهرمانانه و افتخارآميز انجمنهاي تعليقخورده ديگر، در جاي جاي کشورمان ندارد. اين سقوط اگر هم محصول همدستي «گروهي» با «آن ديگران» نباشد، محصول تفکر کودکانهاي است که حاضر است بهاي تصاحب انجمن در يک رقابت ناعادلانه و بدون حضور رقيب را تا نابودي کليت مجموعه بپردازد و با درگيرکردن آن در يک نزاع داخلي مجموعه را به نام خود و به کام «آن ديگران» به پرتگاه بکشاند تا البته افتخار «مبارزات سرسختانهاي که منجر به بستهشدن انجمن اسلامي دانشگاه تبريز شد» به حساب «جمعي» ديگر واريز نشود! (و متأسفانه اين چيزي است که صراحتاً هم به زبان ميآورند).
به هر روي نگارندگان اين بيانيه، که اعضاي طيف نوانديشي ديني در انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه نبريز و علوم پزشکي هستند؛ ضمن پافشاري بر لزوم جايگزيني نيروهاي جديد به جاي اعضاي سابق شوراهاي انجمن اسلامي دانشجويان دانشکدهها و خوابگاهها (که باعث حيات و پويايي مجموعه ميشود و نه مرگ و خودکشي آن!)، اعلام ميدارند که:
روند حاضر اگر هم با نيت نابودي انجمن از سوي «گروهي» نباشد (که شواهد غير آن را نشان ميدهد)، تنها بهانهدادن و همدستي با «آن ديگران»ي است که پيشتر سناريويي مشابه را در دانشگاه صنعتي اميرکبير اجرا کردهاند، همانها که با رغبت تمام به تماشاي اين نمايش نشستهاند و در فرصتي مناسب، ضمن ابطال انتخابات، براي هميشه از آزار انجمن اسلامي دانشجويان آسوده خواهندشد. «آن ديگران»ي که پياپي غير قانوني بودن انتخابات را اعلام ميکنند ولي عملاً اقدامي براي توقف آن انجام نميدهند، چرا که بزرگترين منفغت از اين غائله نصيب آنان خواهد شد.
در اين ميان نگارندگان اين بيانيه ترديدي ندارند که انجمني که اعضاي آن در «بوفهها» فرم کانديداتوري دريافت کردهباشند با عطسه حاکمان نيز فروخواهند ريخت، چه رسد به فشارها و تهديدهايي که برادران و خواهران مبارزمان در جاي جاي ايران متحمل ميشوند.
و در آخر با صراحت اعلام ميکنيم بعد از اين ماندن در اين انجمن و فعاليت در آن، جز با همکاري نهادهاي حکومتي، و هماهنگي و همدستي با «آن ديگران» غير ممکن خواهدبود، و هم چون انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي اميرکبير که هم اکنون در دست دوستان و خويشان «آن ديگران» است، انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تبريز و علوم پزشکي نيز اينگونه خواهدشد.
اما «آن ديگران» بدانند که حق نابود شدني نيست.
شايد بتوانند تنها خانه آزاديخواهي و برابريطلبي را خراب کنند، و خاموش کنند تنها صدايي را که از دين ميگويد اما نه از آن نوع که حاکمان در منابرشان عربده ميزنند و نه از آن نوع که در مقابل ظلمها و بيعدالتيها کور و خاموش و محتاط است و در مقابل چند تار موي بيرون مانده حساس و غيرتمند،
اما بدانند که نميتوانند به آنچه که ميخواهند برسند و حضور تاريک خود را عالمگير کنند، که تمام تاريکيهاي عالم در مقابل يک شمع عاجزند، که خدا چنين اراده کرده است:
« و نريد أن نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثين ».